صفحه

مقالات






درباره سلاح امیدواری باید دانست که همیشه راهی برای گشودن دریچه‌هایی به سوی نور و امید وجود دارد. باید همواره به خاطر داشت که هر بیمار سرطانی ویژگی‌های کاملا منحصر به فرد خود را دارد. هرگز دو بیمار مبتلا به سرطان که تماما مشابه یکدیگر باشند وجود ندارند. هر فرد دارای احساسات ویژه، تجربه‌های منحصر به فرد در زندگی، ژن‌های خاص و سیستم ایمنی خاصی است. بنابراین چگونگی زندگی و کیفیت مبارزه او با سرطان متفاوت است.باید توجه داشته باشیم که امروزه پیش آگهی بیماری رو به بهبود است و همراه با افزایش روز افزون تعداد بیماران سرطانی تحت درمان یا بهبود یافته، چشم انداز دست یابی به یک دوره زندگی خالی از بیماری، بسیار امیدوارکننده تر شده است. شما می‌توانید نتایج درخشان معالجات را دربیمارانی که قبلا سرطان داشته اند ببینید. حتی اگر بیماری عود نماید باز هم می‌توان به مهار آن خوشبین بود و انتظار روزهای خوب و زیبا، شب‌های فراموش ناشدنی و لحظات شیرین را داشت. این، امید بستن به معجزه نیست، بلکه یک حقیقت است. حقیقتی فراتر از همه آمارها و ارقامی که وجود دارند. بدانید که لذت بردن از فرصت‌های زندگی را می‌سازد نه تعداد روزهایی که زندگی خواهیم کرد. حتی اگر هیچ دلیل منطقی برای امیدوار بودن وجود نداشته باشد باز هم علل محکمی علیه نا امیدی است.هنوز می‌توانید به دوام عشق و آرامش و مسرت در زندگی امید و اطمینان داشته باشید. در بسیاری از موارد، اظهار عبارت ” من اینجا هستم” می‌تواند یکی از بهترین جمله‌ها برای حمایت از بیمار و امید بخشیدن به او باشد.



از آنجا که درمان سرطان از ابتدا تا انتها نیازمند تخصص‌های مختلف می‌باشد، بهترین مسیر معالجه به این صورت است که بیماری که علائم بیماری را مشاهده نموده، توسط یک متخصص داخلی مجرب و یا پزشک عمومی و حتی رزیدنت‌ها و فلوهای سال آخر در رشته‌های مربوط به سرطان مانند هماتولوژی آنکولوژی، رادیوتراپی، آنکولوژی و جراحی، تحت نظر قرار گرفته و تریاژ شود. سپس بیماران بهبود یافته را با راهنمایی‌های لازم مرخص نموده و افراد مشکوک را به کلینیک تخصصی هدایت نمایند.
این کلینیک‌ها با تخصص‌های چندگانه می‌توانند بر حسب ضرورت، مشاورین دیگری نیز داشته باشند که از آن جمله می‌توان به متخصص گوارش، رادیوتراپی ( به منظور تشخیص و نمونه‌برداری‌های مختلف )، روان‌پزشک، روان‌شناس و متخصصین تسکین درد، اشاره کرد. این افراد بایستی به سرعت وضعیت بیمار را تعیین نموده و وی را در مسیر صحیح قرار دهند. به این ترتیب از هرگونه سردرگمی هم برای بیمار و هم برای تیم درمان کننده جلوگیری می‌شود. بهترین روش برای درمان سرطان، وجود چنین کلینیک‌هایی می‌باشد.
لازم است بیماران مبتلا به سرطان درتمام مراحل مورد حمایت و یاری قرار گیرند و این مهم شامل نه تنها تشخیص و درمان صحیح است بلکه درمان‌های حمایتی شامل درمان‌های اقتصادی، اجتماعی، رفاهی و حتی درمان‌های معنوی را نیز طلب می‌کند. در این زمینه از درمان‌های حمایتی و تسکینی بیمارانی که در مراحل پیشرفته سرطان قرار دارند، نباید غافل شد. همچنین باید به افراد بالقوه مستعد توجه خاصی صورت گیرد و شرایط لازم را جهت ارائه آگاهی‌های لازم و چکاب‌های سلامتی برای آن‌ها فراهم آورد.
امیدواریم جامعه پزشکی ما به خصوص دست اندرکاران حوزه سرطان، هر چه زودتر این خدمت بزرگ را که تا اندازه‌ای مغفول مانده به سرانجام رسانند چرا که با راه‌اندازی اینگونه مراکز شاهد بهبود روند درمان در جامعه خواهیم بود.



نویسنده: دکتر منوچهر احمدی- جراح و عضو دائم فرهنگستان علوم پزشکی و عضو هیئت مدیره انجمن حمایت از بیماران مبتلا به سرطان استان کردستان
در سال‌های آتی سرطان یک معضل مهم اجتماعی، بهداشتی و اقتصادی برای مردم محسوب خواهد شد. سرطان در ایران نیز مانند بسیاری دیگر از مناطق دنیا در حال افزایش است. سرعت رشد آن در برخی کشورها بیشتر بوده و متاسفانه ایران نیز جزو آن دسته از جوامع پرخطر محسوب می‌شود. به علت افزایش روز افزون سرطان مسوولین امور بهداشتی و درمانی کشور و متخصصین مربوط به این… حوزه، بایستی آمادگی لازم را جهت پیشگیری و مراقبت‌های لازم از بیماران داشته باشند.
پاسخ به این سوال که آیا سرطان قابل پیشگیریست، قطعا مثبت است. حدود 50 درصد از سرطان‌ها قابل پیشگیری‌اند و با رعایت برخی موازین که بخشی از آن‌ها به مسوولین امور بهداشتی کشور و بخشی نیز به بیماران( با اصلاح شیوه زندگی از قبیل نوع تغذیه و اجتناب از غذاهای مضر شناخته شده، چاقی، سیگار و الکل و انجام ورزش) بازمی‌گردد، می‌توان این مهم را انجام داد. رسیدگی به این امور پیشگیری سطح یک است.
گام بعدی پیشگیری سطح دو است که شامل تشخیص زودرس و معالجه در بدو بروز علائم می‌باشد. در این سطح غربالگری اهمیت ویژه‌ای دارد چرا که برخی بیماران فاقد علائم بوده و بدین وسیله می‌توان بیماری را شناسایی کرد، جان بیماران را به راحتی نجات داده و حتی عضو درگیر بیمار را حفظ کرد. یکی از راه‌های مفید برای کمک به بیماران مبتلا به سرطان، استفاده از تیم‌های منسجم چند تخصصی می‌باشد. ثابت شده است که این شیوه برخورد نه تنها به بیماران از نظر قرار گرفتن هرچه زودتر در مسیر تشخیص صحیح و شروع درمان کمک می‌کند بلکه در افزایش طول زندگی و هم‌چنین در کیفیت زندگی تاثیر مثبت و قابل توجهی دارد.


اکاربرد ماموگرافی:
الف : ارزیابی بیمارانی که توده پستانی کوچک دارند .
ب : پیگیری سرطان سینه درمان شده توسط رادیوتراپی و شیمی درمانی.
ج : پیگیری سینه مقابل در فردی که یک سینه به خاطر سرطان برداشته شده است .
د : برای بیماریابی زنان بالای 40 سال از نظر سرطان سینه ماموگرافی می تواند کانسرهایی با رشد آهسته را حداقل 2 سال قبل از رسیدن به حد قابل لمس شناسایی کند همچنین 35 تا 50 درصد کانسرها را در مراحل اولیه شناسایی می کند و تنها روشی است که می تواند تجمعات کلسیفیه را تشخیص دهد . با استفاده از ماموگرافی به علت تشخیص زود هنگام سرطان قادر به کاهش 33 درصد موارد مرگ و میر بیماران هستیم.
چه کسانی باید ماموگرافی انجام دهند:
تمام زنان 40 ساله و بیشتر هر یک الی دو سال باید ماموگرافی کنند . زنانی که افراد درجه یک آنها به سرطان سینه مبتلا بوده اند ماموگرافی سالیانه را 5 سال زودتر از سن فرد مبتلا باید انجام دهند . جامعه سرطان آمریکا پیشنهاد می کند که تمامی زنان از سن 20 سالگی برنامه معاینه سینه توسط خود را آغاز کرده و در سن 25 سالگی یک ماموگرافی باید بدهند بررسی ماموگرافی طی سنین 40-50 سالگی باید به درخواست پزشک در موارد مشکوک انجام گیرد پس از 50 سالگی ماموگرافی سالیانه ضرورت می یابد .



به نظر می رسد میزان شیوع سرطان سینه در کشور ما علیرغم عدم وجود آمار دقیق به میزان کشورهای غربی نباشد ولی دو ویژگی مهم دارد:
1- سن بروز سرطان سینه در کشور ما نسبت به کشورهای غربی پایین است .
2- بیماری زمانی تشخیص داده می شود که سرطان منتشر شده و از نظر درمانی کار زیادی نمی توان برای بیمار انجام داد .

راه‌های پیشگیری:1- مصرف میوه و سبزیجات2- مصرف روزانه شیر و لبنیات3- ورزش
راه‌های تشخیص زودرس سرطان سینه:1- معاینه ماهیانه توسط خود فرد2- معاینه توسط پزشک3- ماموگرافی .ماموگرافی یکی از شاخه های رادیولوژی و تصویر برداری از طریق اشعه x است که توسط دستگاه مخصوصی انجام می شود مشخصه مهم این شیوه پرتو نگاری استفاده از انرژی های پایین تر از حد معمول بین 28 تا 30 کیلو الکترون ولت می باشد. دستگاه های متداول که این روش را جهت تصویربرداری بکار می برند متشکل از فتوتایمرهای مخصوص (photo timer) ، گریدهای پراشیدگی ضریب پایین (low Ration sCatter griods) و مولد اشعه x ولتاژ پایین می باشد . دلیل تولید پرتوهای انرژی پایین استفاده از خاصیت کنتراست بالای این نوع پرتوها در انرژی پایین است . در عوض برای کاهش دوز جذبی از تکنیک فشرده سازی (Compression) در سطح افقی استفاده می شود . از آنجا که بهترین کنتراست را در حواشی kev 20 می توان به دست آورد از مولیبدن و رودیوم در تولید اشعه x مشخصه (charac teristie x -kay) استفاده می شود . ماموگرافی طبیعی از سینه در یک تصویر ماموگرافی عبارتست از نسج غددی ، مجاری و بافت پیوندی در یک زمینه چربی که با افزایش سن فرد در حال تغییر است با افزایش سن تحلیل سینه رخ می دهد به نحوی که بافت غددی کوچکتر می شود .


شدت علائم و نشانه های این بیماری به تعداد سلول های خون غیرطبیعی و محل جمع شدن آنها بستگی دارد. علائم و نشانه های اولیه لوکمی ممکن است نادیده گرفته شوند چون ممکن است با علائم و نشانه های آنفولانزا و سایر بیماری های متداول اشتباه گرفته شوند.
● عوامل
پزشکان لوکمی را به دو صورت طبقه بندی می کنند.
۱) سرعت انتشار
نوع اول طبقه بندی لوکمی با سرعت انتشار و پخش شدن بیماری صورت می گیرد:
▪ لوکمی حاد:
در این لوکمی، سلول های غیرطبیعی خون نارس هستند. آنها قادر به انجام کار طبیعی خود نیستند و به سرعت تکثیر می شوند، درنتیجه بیماری خیلی سریع شدت می گیرد. این نوع لوکمی نیاز به درمان سریع و به موقع دارد.
▪ لوکمی مزمن:
این نوع لوکمی، سلول های خون غیرطبیعی بالغ بیشتری را در بر دارد. این سلول های خون بسیار کندتر تکثیر و زیاد می شوند و در یک دوره از زمان می توانند به درستی عمل کنند. برخی از انواع لوکمی مزمن هیچ علائم یا نشانه هایی ندارند و ممکن است سالیان سال تشخیص داده نشوند.
۲) نوع سلول های تحت تاثیر
نوع دوم طبقه بندی برحسب سلول های سفید تحت تاثیر انجام می گیرد:
▪ لوکمی لنفوسیتی:
این نوع لوکمی سلول های لنفاوی یا لنفوسیت را تحت تاثیر قرار می دهد که بافت های لنفاوی را می سازند. این بافت جزء الی سیستم ایمنی بدن است و در قسمت های مختلف بدن شما از جمله غدد لنفاوی، طحال یا لوزه ها یافت می شود.
▪ لوکمی مغز استخوانی:
این نوع لوکمی سلول های مغز استخوانی را تخت تاثیر قرار می دهند. سلول های مغز استخوان شامل سلول هایی است که دیرتر به گلوبول های قرمز، گلوبول های سفید و سلول های پلاکت ساز خون تبدیل می شوند.
● انواع اصلی لوکمی
انواع اصلی لوکمی عبارتند از:
▪ لوکمی مغزاستخوانی حاد (AML):
این متداولترین نوع لوکمی است. در بزرگسالان و کودکان اتفاق می افتد. این نوع لوکمی همچنین لوکمی غیرلنفوسیتی نیز خوانده می شود.
▪ لوکمی لنفوسیتی حاد (ALL):
این متداولترین نوع لوکمی میان کودکان است که تقریباً ۸۰ درصد لوکمی های کودکان از این نوع می باشد.
▪ لوکمی مغزاستخوانی مزمن (CML):
این نوع لوکمی معمولاً در بزرگسالان ایجاد می شود. این لوکمی با ناهنجاری کروموزوم همراه است که کروموزوم فیلادلفیا نامیده می شود که ژنی ناهنجار و غیرطبیعی ایجاد می کند که BCR-ABL نام دارد. این ژن پروتئینی غیر طبیعی می سازد که تیروسین کیناسه (tyrosine kinase) نامیده می شود و پزشکان و محققان عقیده دارند باعث رشد سلول های لوکمی می شود. فرد مبتلا به این نوع لوکمی ماه ها یا سال ها هیچ علامت یا نشانه ای از بیماری مشاهده نمی کند اما بعدها وارد مرحله ای می شود که سلول های لوکمی سریعتر رشد می کنند.
▪ لوکمی لنفوسیتی مزمن (CLL):
این نوع لوکمی نوع متداول لوکمی بزرگسالان است که با آن فرد ممکن است سالها بدن هیچگونه درمان خوب زندگی کند. این لوکمی در نژاد یهودیان روسیه یا اروپای شرقی بیشتر دیده می شود. می توان گفت که این نوع لوکمی هیچگاه در کودکان ایجاد نمی شود.
سایر اختلالات مغزاستخوانی مزمن: این گروه بیماری ها نیز مانند لوکمی مغزاستخوانی مزمن، با تولید سلول های مغزاستخوان خیلی کم یا خیلی زیاد، لوکمی مزمن ایجاد می کند. اختلالات مغزاستخوانی مزمن عبارتند از: سندرم دیسپلازی مغزاستخوان، اختلالات مربوط به تکثیر بافت مغزاستخوان. این مشکلات می توند منجر به لوکمی مغزاستخوانی حاد شود.
سایر انواع غیر متداولتر لوکمی شامل لوکمی یاخته های مژک دار و لوکمی مونوسیت مغز استخوان حاد می شود.
● عوامل نامشخص
پزشکان علت دقیق لوکمی را نمی دانند. به نظر می رسد که این بیماری از ترکیبی از عوامل ژنتیکی و محیطی ایجاد می شود..



لوکمی سرطان بافت های خونساز بدن است که شامل مغز استخوان و دستگاه لنفاوی می شود. واژه “لوکمی” در یونانی به معنای “خون سفید” است. این بیماری معمولاً از گلوبولهای سفید خون شروع می شود.در شرایط عادی، گلوبول های سفید خون با بیماری ها مقابله می کنند. این سلولها معمولاً درصورت نیاز بدن، به طریقی منظم و کنترل شده رشد و تقسیم میکند شوند. اما لوکمی در این روند اخلال ایجاد می کند.در بیماری لوکمی یا همان سرطان خون، مغز استخوان شما مقدار بسیار زیادی از سلولهای سفید خون غیرعادی تولید می کند. این سلولها با سلولهای خون نرمال و عادی متفاوت هستند و درست عمل نمی کنند. درنتیجه، تولید سلولهای سفید خون طبیعی را متوقف کرده و توانایی شما را در مقابله با بیماری ها از بین می برند. سلول های لوکمی همچنین بر سایر انواع سلول های خونی که توسط مغز استخوان ساخته می شود از جمله گلوبول های قرمز خون که اکسیژن را به بافت های بدن می رسانند، و همچنین پلاکت های خونی که از لخته شدن خون جلوگیری می کنند، نیز فشار می آورد.لوکمی آنطور که اکثر مردم فکر می کنند، فقط بیماری مختص کودکان نیست. لوکمی چهار نوع اصلی و چندین نوع فرعی داردو فقط برخی از این انواع بین کودکان متداول است. درمان لوکمی بسیار پیچیده است و به سن و وضعیت سلامتی، نوع لوکمی و میزان پراکنده شدن آن بستگی دارد. لوکمی مزمن:
این نوع لوکمی حاوی سلول های خون بالغ بیشتری است. این سلولها کندتر جمع و تکثیر می شوند، درنتیجه پیشرفت این بیماری کندتر است اما هنوز هم می تواند منجر به فوت بیمار شود. متخصصین از علت شروع این پروسه اطلاعی ندارند.
در آخر، کمبود گلوبول های سفید نرمال منجر به بیماری، آنمی (کم خونی) و خونریزی مفرط می شود. تعداد زیاد گلوبول های سفید غیرطبیعی می تواند در عملکرد مغزاستخوان اخلال ایجاد کرده و سایر اعضای بدن را نیز دچار اشکال کند. معمولاً در اثر خونریزی یا بیماری های زیاد و مکرر مرگ اتفاق می افتد.
دستگاه لنفاوی بدن شما بخشی از سیستم ایمنی بدنتان است که شما را در برابر بیماری ها محافظت می کند. این سیستم شامل طحال، غذه تیموس، غدد لنفاوی و مغز استخوان می باشد. در افراد مبتلا به لوکمی، مغزاستخوان تعداد بسیار زیادی سلول خونی غیرعادی تولید می کند. این سلول های خونی درست عمل نمی کنند و درنتیجه در تولید سلول های سالم نیز اخلال ایجاد می کنند.
● عوامل خطرزا
این عوامل شما را در معرض ابتلا به یکی از انواع لوکمی قرار می دهد:
▪ سرطان درمانی:
افرادی که سابقاً تحت برخی از انواع شیمی درمانی یا درمان با اشعه برای درمان سایر انواع سرطانها قرار گرفته باشند، احتمال بیشتری برای ابتلا به یک نوع لوکمی در آنها وجود دارد.
▪ ژنتیک:
ناهنجاری های ژنتیکی نقش بسیار مهمی در رشد لوکمی در بدن دارد. برخی بیماری های /زنتیکی مقل سندرم داون، احتمال ابتلا به لوکمی را بالا می برد.
▪ قرار گرفتن در معرض اشعه و برخی مواد شیمیایی خاص:
افرادیکه در معرض اشعه خیلی قوی قرار گیرند مثل بازمانده های بمب های اتمی یا اتفاقات رآکتور های هسته ای، احتمال ابتلا به لوکمی در آنها بیشتر است. قرار گرفتن در معرض برخی موادشیمیایی خاص مثل بنزن که در بنزین بدون سرب و برخی انواع دودهای تنباکوها که توسط صنعت شیمی مورد استفاده قرار می گیرد موجود است نیز می تواند احتمال ابتلا به لوکمی را بالا ببرد.
البته شایان ذکر است که بیشتر افرادی که این عوامل خطرزا را دارند به لوکمی مبتلا نمی شوند و بسیار از مبتلایان به لوکمی نیز چنین عوامل خطرزایی را تجربه نکرده اند.
● چه موقع به دنبال مشاوره پزشکی باشیم؟
خستگی مداوم، کاهش وزن، کبود شدن راحت بدن، خونریزی، ورم غدد لنفاوی، و تب می تواند نشانه های ممکن ابتلا به لوکمی باشد. اگر چنین علائم و نشانه هایی را تجربه می کنید، حتماً به پزشک مراجعه کرده و دلیل آن را جویا شوید.
● آزمایش و تشخیص
پزشکان معمولاً لوکمی مزمن را با آزمایش خون ساده قبل از شروع علائم تشخیص می دهند. در این ورت یا زمانیکه شما و کودکتان علائم و نشانه های لوکمی را در خود مشاهده می کنید، آزمایشات زیر ممکن است درمورد شما انجام گیرد:
▪ آزمایش جسمی:
پزشک شما شما را مورد معاینه جسمی قرار می دهد تا علائم و نشانه های فیزیکی و جسمی لوکمی مثل رنگپریدگی ناشی از کم خونی، و ورم غدد لنفاوی، کبد یا طحال را در شما بررسی کند.
‌▪ آزمایش خون:
با نگاه کردن به نمونه خون شما، پزشک می تواند تعیین کند که آیا تعداد گلوبول های سفید یا پلاکت های خون غیرطبیعی است یا خیر—که می تواند نشانه لوکمی باشد.
▪ آزمایش سیتوژنتیک:
این آزمایش تغییرات ایجاد شده در کروموزوم ها، ازجمله وجود کروموزوم فیلادلفیا را بررسی می کند. این آزمایش را میتواند با استفاده از یک میکروسکوپ معمولی یا با بهره گیری از یک آزمایشگاه مدرن تر و تکنولوژیکی تر FISH نامیده می شود انجام داد.
▪ نمونه مغزاستخوان:
اگر پزشک شما احتمال دهد که مبتلا به لوکمی هستید، ممکن است شما را نزد متخصص سرطان (متخصص تومورشناسی) یا پزشک متخصص خون شناسی بفرستد. این متخصصین می توانند بااستفاده از سوزن نمونه مغزاستخون شما را بیرون بکشند.
برای تایید تشخیص لوکمی و تعیین نوع و میزان پیشرفت آن در بدن، نیاز به آزمایشات بیشتر است. برخی ازانواع لوکمی به مراحل مختلف طبقه بندی می شوند که شدت بیماری را نشان می دهد. سطح بندی بیمای به پزشک برای تعیین برنامه درمانی کمک می کند..


.اهمیت مهارتهاى زندگى:
پژوهش هاى متعدد نشان داده اند که خود– آگاهى، عزت نفس و اعتماد به نفس شاخص هاى اساسى توانمندى ها و ضعف هاى هر انسانى مى باشند. این سه ویژگى انسان را قادر مى سازند که فرصت هاى زندگى را مغتنم شمرده، براى مقابله با خطرات احتمالى آماده باشد. به خانواده و جامعه اش بیاندیشید و نگران مشکلاتى که در اطرافش وجود دارد باشد و به چاره اندیشى بپردازد. مهارتهاى زندگى به عنوان واسطه هاى ارتقاى سه ویژگى فوق الذکر در انسانها مى توانند فرد و جامعه را در راه رسیدن به اهداف فوق کمک نمایند.
سازمان جهانى بهداشت در برنامه مهارت هاى زندگى که در سال 1993 معرفى نمود، ده مهارت را به عنوان مهارت هاى زندگى اصلى معرفى نمود. این ده مهارت از سوى یونیسف و یونسکو نیز به عنوان مهارت هاى زندگى اصلى شناخته شده اند. این ده مهارت عبارتند از:
مهارت تصمیم گیرى: در این مهارت افراد مى آموزند که تصمیم گیرى چیست؟ و چه اهمیتى دارد؟ آنها هم چنین با انواع تصمیم گیرى آشنا شده
و مراحل یک تصمیم گیرى را گام به گام تمرین مى کنند. افراد هم چنین با رابطه موجود میان تصمیم گیرى و سایر مهارت هاى زندگى از یک سو رابطه تصمیم گیرى با پیشگیرى اولیه در بهداشت روانى آشنا مى گردند.
مهارت حل مسئله: این مهارت عبارت است ازتعریف دقیق مشکلى که فرد با آن روبرو است، شناسایى و بررسى راه حل هاى موجود و برگزیدن و اجراى راه حل مناسب و ارزیابى فرایند حل مسئله تا به این ترتیب فرد دچار دغدغه و اضطراب نشود و از راه هاى غیر سالم براى حل مشکلات خویش استفاده نکند.
مهارت تفکر خلاق، توانایى تفکر خلاق یک مهارت سازنده و پایه براى نیل به سایر مهارت هاى مرتبط با سبک اندیشیدن است. در این مهارت افراد فرا مى گیرند که به شیوه اى متفاوت بیاندیشند و از تجربه هاى متعارف و معمولى خویش فراتر روند و تبیین ها یا راه حل هایى را خلق نمایند که خاص و ویژه خودشان است.
مهارت تفکر نقاد: این مهارت عبارت است از توانایى تحلیل عینى اطلاعات موجود با توجه به تجارب شخصى و شناسایى آثار نفوذى ارزش هاى اجتماعى، همسالان و رسانه هاى گروهى بر رفتار فردى.
توانایى برقرارى ارتباط موثر: این مهارت به معناى ابراز احساسات، نیازها و نقطه نظرهاى فردى به صورت کلامى و غیرکلامى است.
مهارت ایجاد و حفظ روابط بین فردى: مهارتى است جهت تعامل مثبت با افراد به ویژه اعضاى خانواده در زندگى روزمره.
خودآگاهى: خودآگاهى به معنى توانایى و ظرفیت فرد در شناخت خویشتن، و نیز شناسایى خواسته ها، نیازها و احساسات خویش است. در این مهارت فرد هم چنین مى آموزد که چه شرایط یا موقعیت هایى براى وى فشار آور هستند.
مهارت همدلى: این مهارت عبارت است از فراگیرى نحوه درک احساسات افراد دیگر را تحت شریط مختلف درک کند، تفاوت هاى فردى را بپذیرد و روابط بین فردى خود را با افراد مختلف بهبود بخشد.
مهارت مقابله با هیجان ها: شناخت هیجان ها و تأثیر آنها بر رفتار هم چنین فراگیرى نحوه اداره هیجان هاى شدید و مشکل آفرین نظیر خشم.
مهارت مقابله با استرس: در این مهارت افراد فرا مى گیرند که چگونه با فشارها و تن شهاىن اشىا ز زندگى و همچنین استرسهاى دیگر مقابله نمایند..



نویسنده: فریده امین الاسلامی کارشناس و آموزشگر سازمانهای غیر دولتی
تعریف مهارتهاى زندگى: سازمان جهانى بهداشت مهارتهاى زندگى را چنین تعریف نموده است، توانایى انجام رفتار سازگارانه و مثبت به گونه اى که فرد بتواند با چالشها و ضروریات زندگى روزمره کنار بیاید، (WHO 1994) یونیسف مهارتهاى زندگى را به این صورت تعریف مى کند: یک رویکرد مبتنى بر تغییر رفتار یا شکل دهى رفتار که برقرارى توازن میان سه حوزه را مد نظر قرار مى دهد.
این سه حوزه عبارتنداز: دانش، نگرش و مهارتها.
تاریخچه مهارتهاى زندگى آموزش مهارتهاى زندگى درسال 1979 و با اقدامات دکتر گیلبرت بو توین آغاز گردید. وى در این سال یک مجموعه آموزش مهارت هاى زندگى را براى دانش آموزان کلاس هفتم تا نهم تدوین نمود که با استقبال فراوان متخصصان بهداشت روان مواجه گردید. این برنامه آموزشى به نوجوانان یاد مى داد که چگونه با استفاده از مهارتهاى رفتار جرأت مندانه، تصمیم گیرى و تفکر نقاد در مقابل وسوسه یا پیشنهاد سو مصرف مواد از سوى همسالان متفاوت کنند..


.حیطه ساختارى حمایت اجتماعى ،شبکه اجتماعى نامیده مى شود. این واژه به همه افراد شناخته شده به وسیله فرد یا بیمار بر میگردد که معمولاً شامل خانواده، دوستان، خویشان، همسایه، همکاران ، همکلاسى ها ،آشنایان و مراقبین بهداشتى است. حمایت اجتماعى به عنوان یکى از مکانیسم هاى مقابله اى عاطفه نگر بزرگترین و قویترین نیروهاى مقابله اى براى رویارویى موفقیت آمیز و آسان افراد در زمان درگیرى با سرطان و شرایط تنش زا شناخته شده است و مى تواند، تحمل مشکلات را براى بیماران تسهیل کند. سرطان به علت تغییرات زیادى که در روند زندگى بیماران مبتلا به
سرطان و کیفیت آن ایجاد مى کند، نیاز به حمایت اجتماعى را افزایش مى دهد. تحقیقات نشان داده اند که تأمین حمایت کافى از این مبتلا یان نقش کلیدى درتسهیل سازگارى بهتر ومقابله با بیمارى ایفا مى کند و بر تمام ابعاد سلامتى )عملکردى ،روانى، اجتماعى، اقتصادى و خانوادگى) افراد اثرات مثبت بجا مى گذارد، میزان بروز اختلالات خلقى را کاهش مى دهد و از طریق تقویت و افزایش شناخت بیماران باعث مى شود که آنها تنش کمترى را تجربه کنند. بعلاوه نقش مهمى در حفظ و انسجام روانى بیماران مبتلا به بیماریهاى مزمن مثل سرطان داشته و باعث افزایش سازگارى افراد با بیمارى، ارتقاء کیفیت زندگى، مدت بقا، زنده ماندن و نتایج مراقبتهاى حرفهاى بهبود وضعیت اقتصادى، حفظ احساس همسانى اجتماعى تسهیل خود ارزشیابى، پیوند با اجتماع و مقابله با احساس تنهایى میگردد. یک موضوع مهم در مورد حمایت اجتماعى درک کفایت آن، در دسترس بودن و هم چنین رضایت داشتن از دریافت آن میباشد که ارتباط منفى با پریشانى روانى دارد.( پژوهش ها نشان دادند که، بعد اقتصادى کیفیت زندگى بیماران از تمام ابعاد دیگر ضعیفتر است که براى رفع این مشکل پیشنهاد میشود که برنامه ریزان دولتى و مراکز وابسته راهکارهایى را براى حمایت شغلى مثل کاهش ساعات کارى در هفته، امکان انجام کار نیمه وقت و حمایتهاى مالى را براى این افراد فراهم کنند. از مشکلات این بیماران، مشکلات مالى و هزینه هاى بالاى درمانها مى باشد که مسئولان باید تسهیلات لازم را براى تامین نیازهاى مالى بیماران و هم چنین تسهیلاتى براى ارائه مراقبت در منزل فراهم کنند. با توجه به تنش هاى فراوان تجربه شده توسط بیماران مبتلا به سرطان که عوامل آن مورد بحث قرار گرفت و با عنایت به کاهش کیفیت زندگى این افراد و لزوم ارتقاء سازگارى آنها با بیمارى و تغییرات ناشى از آن و یافته هاى برخى از مطالعات در مورد ارتباط حمایت اجتماعى و کیفیت زندگى این افراد، لزوم بررسى کیفیت زندگى، حمایت اجتماعى درک شده و اندازه شبکه اجتماعى این بیماران در کشور و ارتباط این موارد با یکدیگر ضرورى به نظر مى رسد.
.



سرطان دسته اى از بیمارى ها است که با رشد کنترل نشده سلولى و تهاجم به بافت هاى موضعى و متاستاز سیستمیک مشخص مى شود. میزان وقوع این بیمارى در ایالات متحده 5/372 نفر در هر 100 هزار نفر است. طبق آمار فعلى از هر سه نفر آمریکایى یک نفر نهایتاً مبتلا به سرطان خواهد شد. تعداد واقعى موارد به دنبال افزایش سن جمعیت رو به افزایش 6/ است. به طور تخمینى، سالانه 1 میلیون مورد جدید سرطان در دنیا 3 میلیون / تشخیص داده مى شود که 1 نفر از آنها در اثر سرطان مى میرند. در ایران میزان مرگ و میر در سال 1377 بیش از 27307 نفر تخمین زده شده است که 15930 نفر ( 58 درصد) مرد و 11377 نفر ( 42 درصد) زن بودند. در این بیمارى توانایى افراد براى انجام نقش هاى معمول و مسئولیت ها تغییر کرده و نقش هاى جدیدى به وجود مى آید، به علاوه نحوه ى ارتباط آنها با همسر، فرزندان، والدین، همکاران، خواهر، برادر و دوستان مانند گذشته نیست. این افراد به میزان کم یا زیاد به دیگران وابسته هستند و کم تر قادر به حمایت کردن مى باشند و تعاملات فردى آنها با دیگران محدود مى شود. عوامل فوق احتمال منزوى شدن آنها را در جامعه افزایش مى دهد. این بیماران شانس بالایى براى ابتلا به افسردگى و اختلالات خلقى دارند. خلق افسرده روى علائم، بیمارى، نتایج درمان، توانایى بیماران براى انجام نقش ها و فعالیت هاى روزانه و تلاش براى داشتن کیفیت زندگى خوب تأثیر مى گذارد و باعث کاهش کیفیت زندگى، ضعف وضعیت عملکردى، اختلال در روابط اجتماعى، ضعف نتایج درمانى و کاهش میزان بقا و طول عمر مى شود.
علاوه بر مشکلات ذکر شده، درمانهاى مختلف و عوارض ناشى از آنها، بسترى شدنهاى مکرر و طولانى در بیمارستان، مراجعات مکرر به پزشک، آزمایشات
تشخیصى مختلف در مجموع باعث افت کیفیت زندگى بیماران مى شود. به طور کلى، عواملى که روى پاسخ بیماران نسبت به سرطان تأثیر میگذارد شامل سن و مراحل رشد و تکامل فرد، مرحله سرطان که بیمار در آن قرار دارد، عملکرد روانى قبلى بیماران، نگرشهاى فرهنگى ومذهبى، سطح حمایت اجتماعى، شخصیت بیمار و توانایى بالقوه فرد براى بازتوانى است. به طورى که سازگارى و مقابله با بیماریهاى مزمن مثل سرطان درافرادى که از بسیارى از عوامل تسهیل کننده مثل حمایت اجتماعى برخوردار هستند سریع تر اتفاق مى افتد. حمایت اجتماعى تبادلات بین فردى در میان اعضاى شبکه اجتماعى است که به صورت روابط دوسویه، غیررسمى، ارائه تبادلات خودبخودى و سودمند است. حمایت اجتماعى 4 نوع است که عبارتند از حمایت عاطفى، حمایت بازخوردى، حمایت ارتباطى و حمایت ابزارى. حمایت اجتماعى داراى دو حیطه اصلى ساختارى (شبکه اجتماعى) و عملکردى (حمایت اجتماعى درک شده) است. حمایت اجتماعى درک شده ادراک افراد از حمایت اجتماعى رامنعکس میکند و باعث میشود که افراد باور کنند که مورد توجه، علاقه و احترام دیگران هستند و به شبکهاى از روابط متقابل تعلق دارند. حمایت اجتماعى درک شده میزانى است که یک شخص باور دارد که رفتارهاى
حمایتى فراهم شده به وسیله شبکه قصد دارد، نیازهاى وى را برطرف کند..


.سرطان: در صورتی که در آزمون پاپ مشخصا سلول‌های سرطانی کشف شوند باید توسط جراحی برداشته شوند.
خانم‌هایی که به طور منظم تست پاپ را انجام می‌دهند ممکن است بعضی وقت‌ها با گزارشی مبنی بر تغییرات پیش سرطانی برخورد کنند و حتی وقتی خبری از سرطان نیست. تردید و تفاوت نظر اندک بین پاتولوژیست‌های مختلف می‌تواند موجب سردرگمی، وحشت و در صورت خطا در تشخیص سرطان، تراژدی شود.
پس چه وقت سرطان، سرطان نیست؟ واضح‌‌ترین مثال وقتی است که بیوپسی (نمونه بافتی) مورد مطالعه قرار می‌گیرد و تشخیص اولیه سرطان واژگون می‌شود. البته این اتفاقی است که بندرت رخ می‌دهد.
سرطان تنها یک بیماری نیست
وقتی مردم در مورد درمانی برای سرطان صحبت می‌کنند، اغلب این طور استنباط می‌کنند که سرطان به خودی خود یک بیماری تنها است. در حقیقت، باید به سرطان به چشم چندین بیماری مختلف نگاه کنیم که علل مختلف، پیشگیری‌های متفاوت و درمان‌های گوناگونی دارد.
بعید است که یک درمان تنها بتواند همه انواع سرطان را معالجه کند. همچنین باید دانست که بعضی سرطان‌ها قابل درمانند. بیشتر انواع سرطان پوست فقط با برداشتن بخش سرطانی درمان می‌شوند، اما بعضی از انواع دیگر مانند سرطان پانکراس تقریبا هیچ وقت درمان نمی‌شوند.
آیا همیشه با بیوپسی می‌توان سرطان را تشخیص داد؟
بیوپسی (نمونه‌برداری از بافت) تقریبا در بیشتر مواقع بهترین روش برای تشخیص سرطان است اما 100 درصد موفق نیست. ممکن است در آینده بتوانیم روش‌های دیگری برای پیش‌بینی یا درمان سرطان ابداع کنیم مانند استفاده از پروتئین‌های سطح سلول، جهش‌های ژنتیکی و مشاهده تومور با روش‌های تصویربرداری خاص. در حال حاضر هیچ‌کدام از این رو‌ش‌ها بهتر و دقیق‌تر از بیوپسی نیستند. پزشکان تعداد زیادی روش تصویربرداری (مانند اشعه X ،MRI ،CT اسکن) در دسترس دارند تا با آنها بیمار مشکوک به سرطان را ارزیابی کنند. متاسفانه تست‌های گسترده در مقابل بیوپسی از ارزش‌ زیادی برخوردار نیستند. هر چندیک آزمون تصویربرداری مانند CT اسکن به پزشک کمک می‌کند تا سوزن بیوپسی را با دقت بیشتری وارد بافت کند.
افزایش تعداد انواع سرطان همیشه نگرانکننده نیست
افزایش تعداد سرطان‌های جدید به علت پیشرفت در تشخیص سرطان‌هاست. به همین جهت می‌تواند چیز خوبی باشد! برای مثال شیوع سرطان پستان براساس این که چند نفر هر ساله برای ماموگرافی مراجعه می‌کنند فرق خواهد کرد. افزایش اخیر در ملانوم (کشنده‌ترین نوع سرطان پوست) بیشتر به علت افزایش بیوپسی‌های پوست می‌باشد تا افزایش خود بیماری. به عبارت دیگر به علت نوع اندازه‌گیری میزان سرطان، افزایش در تشخیص تعداد سرطان‌ها همیشه به معنی بیشتر شدن سرطان نیست.
صحیح است که نسبت به گذشته تعداد افرادی که دچار سرطان می‌شوند بیشتر است، اما حداقل 2 تا از علت‌های آن جنبه مثبت دارند: یکی این است‌که عمر مردم طولانی‌تر شده است و سن بالا یک عامل خطر برای سرطان است و افراد مبتلا به سرطان برای مدت بیشتری زنده می‌مانند. این بخاطر مراقبت بهتر از افراد سرطانی می‌باشد. در نهایت، جمعیت مردم کره زمین نسبت به گذشته بیشتر شده است و افزایش جمعیت به معنی بیشتر شدن تعداد افراد مبتلا به سرطان است.در واقع سرطان منبع‌ ترس، نگرانی و تصورات اشتباه است. با وجود این که سرطان بیماری مهمی است این دو حقیقت باعث افزایش اطمینان شما خواهند شد؛ یکی این که علم پزشکی مدرن، پیشرفت قابل توجهی در مبارزه علیه انواع بسیاری از سرطان‌ها کسب کرده است و دیگر این که شما می‌توانید کارهای زیادی برای کاهش خطر ابتلا به سرطان انجام دهید و بدانید که این خبر خوش، تصوری اشتباه نیست!
دکتر امیر شیروانی
منبع: جام جم آنلاین

.



علایمی که همیشه نشانه سرطان نیستند
سلول‌های بدخیم (سرطانی) خصوصیاتی دارند که آنها را از سلول‌های طبیعی متمایز می‌کنند: آنها بدون وقفه رشد می‌کنند، اشکال غیرمعمول دارند، تعداد غیرطبیعی هسته‌ دارند و می‌توانند به جاهایی گسترش یابند که به آن تعلق ندارند (متاستاز.)
پاتولوژیست‌ها (متخصصانی که سلول را زیر میکروسکوپ مورد مطالعه قرار می‌دهند) به‌طور گسترده‌ای آموزش دیده‌اند تا بتوانند تفاوت بین سلول طبیعی و سرطانی را بازگو کنند. اما حتی برای پاتولوژیست‌های باتجربه تشخیص مطمئن سرطان دشوار است. تشخیص سرطان همیشه به آسانی بله و خیر نیست. سلول‌های غیرسرطانی می‌توانند بعضی اوقات همانند سلول‌های سرطانی به نظر برسند. به عنوان مثال یک عفونت در نزدیکی گره لنفاوی می‌تواند باعث تغییر شکل سلول‌های این گره شود. این تغییرات واکنشی می‌توانند با تغییراتی که نشان‌دهنده سرطان است اشتباه شوند.
آزمون پاپ مثال خوبی از این مساله است که چگونه سلول‌های طبیعی می‌توانند با سلول‌های سرطانی اشتباه شوند. برای تست پاپ نمونه‌ای از سلول‌های گردن رحم گرفته می‌شوند و سپس زیر میکروسکوپ توسط پاتولوژیست مورد بررسی قرار می‌گیرند. انجام این آزمون از این جهت مفید است که پزشکان می‌توانند تغییرات پیش سرطانی را در سلول‌ها در مرحله‌ای که هنوز قابل درمان است کشف کنند. طیف نتایج غیرطبیعی آزمون نشان می‌دهد که گشتن به دنبال سرطان پر از تردید می‌باشد. در زیر تعدادی از نتایجی که گزارش می‌شود را می‌خوانیم:
غیرطبیعی ولی بدون اهمیت: نتیجه تست پاپ می‌تواند به صورت «سلول‌ سنگفرشی غیرمعمول با اهمیت نامعین» گزارش شود. این نتیجه می‌تواند پس از یک عفونت واژن یا عفونت با ویروس پاپیلومای انسانی ظاهر شود و فقط لازم است که عفونت درمان شده و تست پاپ مجددا تکرار شود.
غیرطبیعی و دارای استعداد پیش سرطانی شدن: «ضایعه داخل اپتیلیالی پیشرفته سلول سنگفرشی» به معنای این است که سلول‌ها با حالت طبیعی تفاوت زیادی دارند و خطر بالایی برای پیشرفت آنها به سمت سرطان مهاجم وجود دارد. این یافته موجب می‌شود که پزشک کولپوسکوپی (آزمون دقیق‌تری برای بررسی سرطان گردن رحم) یا جراحی برای برداشتن بافت غیرطبیعی را به شما پیشنهاد کند..


چند درصد از زنان با هر سطح آگاهی برای انجام این تست مراجعه می‌کنند؟
می‌توانم در یک جمله کلی بگویم آمار زنانی را که به طورمنظم مراجعه می‌کنند در اختیار ندارم اما می‌توانم بگویم که درصد آن خیلی پایین است. متأسفانه حتی در خانم‌هایی که تحصیلات عالی دارند و حتی شاغلین حرف پزشکی با مواردی مواجه می‌شویم که فرد بعد از ۹ سال شروع فعالیت جنسی و ۲ زایمان طبیعی یا بیشتر ، هنوز اقدام به انجام پاپ اسمیر ننموده و برای این افراد هیچ عاملی جز مشکلات فرهنگی وجود ندارند. به هر حال می‌توانم درخواست کنم از تمام خانم‌ها چون انجام این تست خیلی آسان است بدون هیچ‌گونه واهمه ای این تست را انجام دهند. اما عده‌ای هم متأسفانه با توجه به اینکه این تست از برنامه کشوری مراقبت‌های بهداشتی حذف شده به علت مسایل اقتصادی ممکن است مراجعه نکنند.
از جمله کانسرهای مهم وشایع دیگر زنان کانسر پستان است. ماموگرافی نیز جزو تست‌های اسکرینینگ یاغربالگری هست. انجام آن از سن بالاتر معمولاً ۴۵ سالگی باید شروع شود برای افرادی که هیچ‌گونه سابقه‌ خانوادگی ندارند ودر افراد دارای سابقه خانوادگی توصیه به انجام زودتر آن حداقل ۱۰ سال زودتر میشود.. سرطان پستان خیلی خطرناک‌تر است. جزء سرطان‌های ژنیکولوژیک است که شیوع بالائی هم دارد به طوری که از ۱۰ زن یک نفر مبتلا می‌شود.
– آخرین خبرها و دستاوردهای پزشکی برای این سرطان‌ها چه می‌باشد؟
دستاوردها امیدوارکننده هستند.اما هنوز هم نتیجه درمان بستگی دارد به اینکه بیماری در چه زمانی تشخیص داده شود در هرشرائطی حتی زمانی که انشاءالله علم به درجه‌ای برسد که بیماری‌های پیشرفته قابل درمان باشد باز ما خوشحال می‌شویم که مریض در مراحل اولیه مراجعه کند چون در مراحل اولیه سرطان‌های زنان اغلب روش اصلی درمانشان جراحی است، بعد از جراحی است که معمولاً شیمی درمانی یا رادیوتراپی به میان می‌آید اما در مراحل پیشرفته‌تر جراحی خیلی پر مخاطره تلقی می‌شود ممکن است از درمان‌های تسکینی استفاده شود که درمان‌های تسکینی نمی‌تواند بیمار را به درمان کامل برساند اما وقتی درمان در مراحل اولیه و به شکل جراحی صورت بپذیرد اگر حتی درمان کمکی بعد از جراحی مثل شیمی درمانی یا رادیوتراپی لازم باشد قطعاً می‌تواند بیمار طول عمر بهتر همراه با عوارض و دردسرهای کم‌تر داشته باشد، به اصطلاح ما موربیدیتی پایین می‌آید. هرچند که متأسفانه در مورد تخمدان ما این مشکل را داریم که بیماری د رمرحله پیشرفته تشخیص داده می‌شود. در مورد سرویکس متأسفانه در کردستان هنوز این مشکل وجود دارد و مراجعه اغلب در مراحل پیشرفته صورت میگیرد و نیاز به رادیوتراپی دارند . هر چقدر مراجعه زودتر صورت گیرد امکان جراحی با وسعت کمتر هست و وسعت جراحی هرچه پایین‌تر باشد به همان اندازه عوارض ناشی از جراحی و مرگ‌ومیر ناشی از آن کمتر است اما وقتی بیماری پیشرفت کند جراحی مشکل‌تر است و خطر آسیب به احشاء بیشتر است در نتیجه عوارض ناشی از جراحی و درمان افزایش پیدا می‌کند و همچنین بر کیفیت و کمیت عمر فرد اثر می‌گذارد.
اشاره: یک بعدازظهر بهاری در مطب دکتر ستاره اخوان متخصص زنان و زایمان و در میان جمعی از بیماران به دیدارش رفتیم تا از سرطانهای زنان، مراقبت‌ها و پیشگیری و فرهنگ بیماری‌شناسی برایمان بگوید. پاسخ‌های ایشان رابه پرسش‌های «التیام» بخوانید.
با سپاس از وقتی که در اختیارما گذاشتید بفرمایید علاوه بر تخصص شما در زنان و زایمان یک گرایش تخصصی دیگر دارید.
بنده سال ۱۳۷۴ از رشته زنان مامائی فارغ التحصیل شدم و بورد تخصصی گرفتم و الان فلوشیپ انکولوژی زنان هستم که پس از گذراندن دوره‌ای که معادل فوق تخصص انکولوژی است، دیدمتفاوتی نسبت به سرطان‌های زنان در مقایسه با زمانی که متخصص زنان بودم پیدا کردم و شاید در هرکس که در این رشته به نحو انحصاری و مستقیم کار کند دیدی متفاوت ایجاد می‌شود و دلیل آن آشنایی بیشتر با سرطا ن و سر و کار داشتن با بیماران سرطانی است. هر چند در این رشته اساسا جراحیهای مشکل زنان نیز انجام میشود.
– یک تعریف یا توصیف کوتاه از سرطان را بفرمایید.
سلول‌های موجود بدن همیشه در حال یک نوع پدیده‌ی «نو شدن» هستند، یعنی یک جور بازسازی . بین تولید سلول جدید و مرگ سلول باید نوعی تعادل وجود داشته باشد. هر زمان که این تعادل به هم بخورد، تولید یا تکثیر سلول‌ها منجر به ایجاد یک غده می‌شود یک جور تکثیر غیر طبیعی سلولی که بستگی به شدت آن و بافت مبتلا بیماری‌ ایجاد می‌کند که به آن «نئوپلاسم» یا نئوپلازی می‌گویند و انواع و اقسامی دارد که در گفتار اجتماعی به آن سرطان می‌گویند.
– بیماران سرطانی- از چه مرحله‌ای مداوا و معالجه می‌شوند؟
بافت‌های مختلف تحت تأثیر این بیماری قرار می‌گیرند. با توجه به رشته خودم بیشتر دوست دارم در این زمینه بگویم. واقعیت این است که علم امروز نیازمند این است که کارها تقسیم شده‌تر باشد. در زمینه انکولوژی زنان، اگر بخواهیم طبقه‌بندی کنیم سه دسته سرطان داریم : یک سری بیماری‌ها داریم که قابل غربال‌گری هستند، می‌توانیم در افرادی که به ظاهر سالم هستند و هیچ علامتی از بیماری ندارند، یک سری آزمایشات و تست‌ها ی غربالگری انجام دهیم به زبان ساده‌ترغربالگری مثل الک کردن است، دراین الک کردن آنانی که بیمار هستند و مشکلی دارند در سطح الک می‌مانند و ارزیابی‌های کامل‌تر، به تشخیص زودرس بیماری‌ کمک می‌کند و درمان منجر به «کیور» یعنی معالجه کامل میشود. در دسته‌ای دیگر بیماری به این شکل قابل غربالگری نیست ولی بیماری ممکن است علایم زودرس داشته باشد مثل «کانسر اندومتر».آندومتر قسمتی از لایه داخلی رحم است که هر ماه در خانم‌ها ریزش پیدا می‌کند و عادت ماهانه به وجود می‌آورد، آندومتر بیشتر بعد از یائسگی – ولی قبل از یائسگی هم ممکن است- تحت تأثیر تغییرات نئوپلاسیک یا سرطانی قرار بگیرد خوشبختانه معمولاً علائم این بیماری خیلی زودبروز میکند یعنی بیمار با خونریزی واژینال به عنوان چیزی غیر طبیعی بعد از یائسگی اغلب و یا قبل از یائسگی به پزشک مراجعه و تشخیص زودتر از سایر سرطانها داده می‌شود اما متأسفانه بعضی بیماری‌های سرطانی از جمله سرطان تخمدان که در حال حاضر معضل‌ترین سرطان ما برای تشخیص و درمان در حیطه زنان است، بیشتر اوقات علائم زودرس ندارد و ممکن است علائمش با بیماری‌های گوارشی اشتباه گرفته شود و بیمار دیر مراجعه کند هرچند فکر می‌کنم با توجه به سیاست‌های موجود در زمینه آگاه‌سازی و فرهنگ‌سازی بیماران مبنی بر مراجعه زودرس با هرگونه علائمی و دیگراینکه پزشکان هم توجه کامل نموده و معاینه دقیق و کاملی از بیمار بعمل می آورند، و بعلاوه به بیماریهای نادرتر هم شک مینمایند. مثلا درست است که ما با خونریزی‌های غیر طبیعی ناشی از مسایل هورمونی خیلی سر و کار داریم ولی در کنار این، منِ نوعی پزشک باید فکر کنم هرچند با شیوعی کمتر، ممکن است خونریزی به علت یک پا تولوژی جدی باشد. یا بیماری که به عنوان درد شکم مراجعه می‌کند ممکن است درد شکم ساده باشد اما در کنار آن اگر در گوشه‌ای از ذهن پزشک این باشد که ممکن است به دلیل یک بیماری بدخیم باشد، معاینه‌ای دقیق‌تروبررسی کاملتری نماید . صد البته مراجعه به موقع مریض قبل از این ‌که بیماری به اصطلاح «ادونس» (پیشرفته) شود و درمان مشکل‌تر شوداز اهمیت بسزایی برخوردار است.
– چه راه‌کاری پیشنهاد می‌کنید که بیمار قبل از بیماری و یا به موقع به پزشک معالج مراجعه کند؟
واقعیت این است که در مراجعه بیمار عوامل مختلفی دخیل است و حداقل در مراجعه سریع‌ عواملی هم بازدارنده هستند، مثلا مسایل اقتصادی، متأسفانه قشری به علت مشکلات اقتصادی دیر مراجعه می‌کنند و تا زمانی که احساس ضرورت مطلق نکنند مراجعه نمی‌کنند، علائم را نادیده می‌گیرند و ساده می‌پندارند و دیگر مسایل فرهنگی در این زمینه دخالت دارد از جمله در مواردی که تست غربالگری داریم. ما در «سرویکس» یا دهانه رحم تست «پاپ اسمیر» داریم که می‌تواند خیلی کمک باشد، صحت تشخص این تست صد درصد نیست اما وقتی به طور متوالی و به فواصل منظم تکرار شود و بر اساس پروتکل‌ موجود بسته به شرایط بیمار انجام شود می‌تواند صحت تشخیصی بیشتری داشته باشد اما متأسفانه شرایط فرهنگی جامعه ما طوری‌ست که بسیاری از خانم‌ها از انجام این تست ابا دارند و شاید آن را ضروری نمی‌دانند و به خاطر شرایط خاص اجتماعی تمایلی به انجام تست پاپ اسمیر نداشته باشند ، بنا بر این فرهنگ سازی اهمیت زیادی دارد.
– تست پاپ ا سمیر از چه سنی و با چه فواصلی در خانم‌ها باید گرفته شود؟
در خانم‌های بالای بیست سال (از سن ۲۱سالگی )و یا حداقل سه سال بعد از شروع فعالیت جنسی خانم‌ها، تست پاپ اسمیر باید شروع شود. انجام این تست بطور منظم و سالیانه توصیه شده است. در مواردی که سه بار این تست به طور متوالی منفی باشد و فرد برای ابتلا به کانسرسرویکس به دلیل رفتار جنسی، شرایط خاصش، مسایل مربوط به روش‌های پیشگیری از بارداری و سایر فاکتورهای مختلفی که ما در کنار هم قرارمی دهیم ریسکش کم باشد، ممکن است فاصله تست را طولانی‌تر کنیم اما این به این معنا نیست که معاینه لگنی خانم‌ها که به صورت دوره‌ای لازم است نادیده گرفته شود. حداقل هر خانم نیاز دارد که ۳ تا ۶ ماه به طور دوره‌ای تحت معاینه لگنی قرار بگیرد. چون امروزه امید به زندگی افزایش پیدا کرده، توصیه می‌شود انجام این تست حداقل تا ۶۵ سالگی ادامه پیدا کند، بر این مبنا که تصور ما بر این است که اگر بیماری محدود به سرویکس در داخل اپیتلیوم پوشاننده اگزوسرویس باشد یعنی ضایعه‌ به اصطلاح ما اینترااپیتلیال باشد این ضایعه معمولاً ۱۵ سال لازم دارد تا به یک بیماری اینویزیو یا مهاجم تبدیل شود.
– چند درصد از زنان با هر سطح آگاهی برای انجام این تست مراجعه می‌کنند؟
می‌توانم در یک جمله کلی بگویم آمار زنانی را که به طورمنظم مراجعه می‌کنند در اختیار ندارم اما می‌توانم بگویم که درصد آن خیلی پایین است. متأسفانه حتی در خانم‌هایی که تحصیلات عالی دارند و حتی شاغلین حرف پزشکی با مواردی مواجه می‌شویم که فرد بعد از ۹ سال شروع فعالیت جنسی و ۲ زایمان طبیعی یا بیشتر ، هنوز اقدام به انجام پاپ اسمیر ننموده و برای این افراد هیچ عاملی جز مشکلات فرهنگی وجود ندارند. به هر حال می‌توانم درخواست کنم از تمام خانم‌ها چون انجام این تست خیلی آسان است بدون هیچ‌گونه واهمه ای این تست را انجام دهند. اما عده‌ای هم متأسفانه با توجه به اینکه این تست از برنامه کشوری مراقبت‌های بهداشتی حذف شده به علت مسایل اقتصادی ممکن است مراجعه نکنند.
از جمله کانسرهای مهم وشایع دیگر زنان کانسر پستان است. ماموگرافی نیز جزو تست‌های اسکرینینگ یاغربالگری هست. انجام آن از سن بالاتر معمولاً ۴۵ سالگی باید شروع شود برای افرادی که هیچ‌گونه سابقه‌ خانوادگی ندارند ودر افراد دارای سابقه خانوادگی توصیه به انجام زودتر آن حداقل ۱۰ سال زودتر میشود.. سرطان پستان خیلی خطرناک‌تر است. جزء سرطان‌های ژنیکولوژیک است که شیوع بالائی هم دارد به طوری که از ۱۰ زن یک نفر مبتلا می‌شود.
– آخرین خبرها و دستاوردهای پزشکی برای این سرطان‌ها چه می‌باشد؟
دستاوردها امیدوارکننده هستند.اما هنوز هم نتیجه درمان بستگی دارد به اینکه بیماری در چه زمانی تشخیص داده شود در هرشرائطی حتی زمانی که انشاءالله علم به درجه‌ای برسد که بیماری‌های پیشرفته قابل درمان باشد باز ما خوشحال می‌شویم که مریض در مراحل اولیه مراجعه کند چون در مراحل اولیه سرطان‌های زنان اغلب روش اصلی درمانشان جراحی است، بعد از جراحی است که معمولاً شیمی درمانی یا رادیوتراپی به میان می‌آید اما در مراحل پیشرفته‌تر جراحی خیلی پر مخاطره تلقی می‌شود ممکن است از درمان‌های تسکینی استفاده شود که درمان‌های تسکینی نمی‌تواند بیمار را به درمان کامل برساند اما وقتی درمان در مراحل اولیه و به شکل جراحی صورت بپذیرد اگر حتی درمان کمکی بعد از جراحی مثل شیمی درمانی یا رادیوتراپی لازم باشد قطعاً می‌تواند بیمار طول عمر بهتر همراه با عوارض و دردسرهای کم‌تر داشته باشد، به اصطلاح ما موربیدیتی پایین می‌آید. هرچند که متأسفانه در مورد تخمدان ما این مشکل را داریم که بیماری د رمرحله پیشرفته تشخیص داده می‌شود. در مورد سرویکس متأسفانه در کردستان هنوز این مشکل وجود دارد و مراجعه اغلب در مراحل پیشرفته صورت میگیرد و نیاز به رادیوتراپی دارند . هر چقدر مراجعه زودتر صورت گیرد امکان جراحی با وسعت کمتر هست و وسعت جراحی هرچه پایین‌تر باشد به همان اندازه عوارض ناشی از جراحی و مرگ‌ومیر ناشی از آن کمتر است اما وقتی بیماری پیشرفت کند جراحی مشکل‌تر است و خطر آسیب به احشاء بیشتر است در نتیجه عوارض ناشی از جراحی و درمان افزایش پیدا می‌کند و همچنین بر کیفیت و کمیت عمر فرد اثر می‌گذارد.
اشاره: یک بعدازظهر بهاری در مطب دکتر ستاره اخوان متخصص زنان و زایمان و در میان جمعی از بیماران به دیدارش رفتیم تا از سرطانهای زنان، مراقبت‌ها و پیشگیری و فرهنگ بیماری‌شناسی برایمان بگوید. پاسخ‌های ایشان رابه پرسش‌های «التیام» بخوانید.
با سپاس از وقتی که در اختیارما گذاشتید بفرمایید علاوه بر تخصص شما در زنان و زایمان یک گرایش تخصصی دیگر دارید.
بنده سال ۱۳۷۴ از رشته زنان مامائی فارغ التحصیل شدم و بورد تخصصی گرفتم و الان فلوشیپ انکولوژی زنان هستم که پس از گذراندن دوره‌ای که معادل فوق تخصص انکولوژی است، دیدمتفاوتی نسبت به سرطان‌های زنان در مقایسه با زمانی که متخصص زنان بودم پیدا کردم و شاید در هرکس که در این رشته به نحو انحصاری و مستقیم کار کند دیدی متفاوت ایجاد می‌شود و دلیل آن آشنایی بیشتر با سرطا ن و سر و کار داشتن با بیماران سرطانی است. هر چند در این رشته اساسا جراحیهای مشکل زنان نیز انجام میشود.
– یک تعریف یا توصیف کوتاه از سرطان را بفرمایید.
سلول‌های موجود بدن همیشه در حال یک نوع پدیده‌ی «نو شدن» هستند، یعنی یک جور بازسازی . بین تولید سلول جدید و مرگ سلول باید نوعی تعادل وجود داشته باشد. هر زمان که این تعادل به هم بخورد، تولید یا تکثیر سلول‌ها منجر به ایجاد یک غده می‌شود یک جور تکثیر غیر طبیعی سلولی که بستگی به شدت آن و بافت مبتلا بیماری‌ ایجاد می‌کند که به آن «نئوپلاسم» یا نئوپلازی می‌گویند و انواع و اقسامی دارد که در گفتار اجتماعی به آن سرطان می‌گویند.
– بیماران سرطانی- از چه مرحله‌ای مداوا و معالجه می‌شوند؟
بافت‌های مختلف تحت تأثیر این بیماری قرار می‌گیرند. با توجه به رشته خودم بیشتر دوست دارم در این زمینه بگویم. واقعیت این است که علم امروز نیازمند این است که کارها تقسیم شده‌تر باشد. در زمینه انکولوژی زنان، اگر بخواهیم طبقه‌بندی کنیم سه دسته سرطان داریم : یک سری بیماری‌ها داریم که قابل غربال‌گری هستند، می‌توانیم در افرادی که به ظاهر سالم هستند و هیچ علامتی از بیماری ندارند، یک سری آزمایشات و تست‌ها ی غربالگری انجام دهیم به زبان ساده‌ترغربالگری مثل الک کردن است، دراین الک کردن آنانی که بیمار هستند و مشکلی دارند در سطح الک می‌مانند و ارزیابی‌های کامل‌تر، به تشخیص زودرس بیماری‌ کمک می‌کند و درمان منجر به «کیور» یعنی معالجه کامل میشود. در دسته‌ای دیگر بیماری به این شکل قابل غربالگری نیست ولی بیماری ممکن است علایم زودرس داشته باشد مثل «کانسر اندومتر».آندومتر قسمتی از لایه داخلی رحم است که هر ماه در خانم‌ها ریزش پیدا می‌کند و عادت ماهانه به وجود می‌آورد، آندومتر بیشتر بعد از یائسگی – ولی قبل از یائسگی هم ممکن است- تحت تأثیر تغییرات نئوپلاسیک یا سرطانی قرار بگیرد خوشبختانه معمولاً علائم این بیماری خیلی زودبروز میکند یعنی بیمار با خونریزی واژینال به عنوان چیزی غیر طبیعی بعد از یائسگی اغلب و یا قبل از یائسگی به پزشک مراجعه و تشخیص زودتر از سایر سرطانها داده می‌شود اما متأسفانه بعضی بیماری‌های سرطانی از جمله سرطان تخمدان که در حال حاضر معضل‌ترین سرطان ما برای تشخیص و درمان در حیطه زنان است، بیشتر اوقات علائم زودرس ندارد و ممکن است علائمش با بیماری‌های گوارشی اشتباه گرفته شود و بیمار دیر مراجعه کند هرچند فکر می‌کنم با توجه به سیاست‌های موجود در زمینه آگاه‌سازی و فرهنگ‌سازی بیماران مبنی بر مراجعه زودرس با هرگونه علائمی و دیگراینکه پزشکان هم توجه کامل نموده و معاینه دقیق و کاملی از بیمار بعمل می آورند، و بعلاوه به بیماریهای نادرتر هم شک مینمایند. مثلا درست است که ما با خونریزی‌های غیر طبیعی ناشی از مسایل هورمونی خیلی سر و کار داریم ولی در کنار این، منِ نوعی پزشک باید فکر کنم هرچند با شیوعی کمتر، ممکن است خونریزی به علت یک پا تولوژی جدی باشد. یا بیماری که به عنوان درد شکم مراجعه می‌کند ممکن است درد شکم ساده باشد اما در کنار آن اگر در گوشه‌ای از ذهن پزشک این باشد که ممکن است به دلیل یک بیماری بدخیم باشد، معاینه‌ای دقیق‌تروبررسی کاملتری نماید . صد البته مراجعه به موقع مریض قبل از این ‌که بیماری به اصطلاح «ادونس» (پیشرفته) شود و درمان مشکل‌تر شوداز اهمیت بسزایی برخوردار است.
– چه راه‌کاری پیشنهاد می‌کنید که بیمار قبل از بیماری و یا به موقع به پزشک معالج مراجعه کند؟
واقعیت این است که در مراجعه بیمار عوامل مختلفی دخیل است و حداقل در مراجعه سریع‌ عواملی هم بازدارنده هستند، مثلا مسایل اقتصادی، متأسفانه قشری به علت مشکلات اقتصادی دیر مراجعه می‌کنند و تا زمانی که احساس ضرورت مطلق نکنند مراجعه نمی‌کنند، علائم را نادیده می‌گیرند و ساده می‌پندارند و دیگر مسایل فرهنگی در این زمینه دخالت دارد از جمله در مواردی که تست غربالگری داریم. ما در «سرویکس» یا دهانه رحم تست «پاپ اسمیر» داریم که می‌تواند خیلی کمک باشد، صحت تشخص این تست صد درصد نیست اما وقتی به طور متوالی و به فواصل منظم تکرار شود و بر اساس پروتکل‌ موجود بسته به شرایط بیمار انجام شود می‌تواند صحت تشخیصی بیشتری داشته باشد اما متأسفانه شرایط فرهنگی جامعه ما طوری‌ست که بسیاری از خانم‌ها از انجام این تست ابا دارند و شاید آن را ضروری نمی‌دانند و به خاطر شرایط خاص اجتماعی تمایلی به انجام تست پاپ اسمیر نداشته باشند ، بنا بر این فرهنگ سازی اهمیت زیادی دارد.
– تست پاپ ا سمیر از چه سنی و با چه فواصلی در خانم‌ها باید گرفته شود؟
در خانم‌های بالای بیست سال (از سن ۲۱سالگی )و یا حداقل سه سال بعد از شروع فعالیت جنسی خانم‌ها، تست پاپ اسمیر باید شروع شود. انجام این تست بطور منظم و سالیانه توصیه شده است. در مواردی که سه بار این تست به طور متوالی منفی باشد و فرد برای ابتلا به کانسرسرویکس به دلیل رفتار جنسی، شرایط خاصش، مسایل مربوط به روش‌های پیشگیری از بارداری و سایر فاکتورهای مختلفی که ما در کنار هم قرارمی دهیم ریسکش کم باشد، ممکن است فاصله تست را طولانی‌تر کنیم اما این به این معنا نیست که معاینه لگنی خانم‌ها که به صورت دوره‌ای لازم است نادیده گرفته شود. حداقل هر خانم نیاز دارد که ۳ تا ۶ ماه به طور دوره‌ای تحت معاینه لگنی قرار بگیرد. چون امروزه امید به زندگی افزایش پیدا کرده، توصیه می‌شود انجام این تست حداقل تا ۶۵ سالگی ادامه پیدا کند، بر این مبنا که تصور ما بر این است که اگر بیماری محدود به سرویکس در داخل اپیتلیوم پوشاننده اگزوسرویس باشد یعنی ضایعه‌ به اصطلاح ما اینترااپیتلیال باشد این ضایعه معمولاً ۱۵ سال لازم دارد تا به یک بیماری اینویزیو یا مهاجم تبدیل شود.
– چند درصد از زنان با هر سطح آگاهی برای انجام این تست مراجعه می‌کنند؟
می‌توانم در یک جمله کلی بگویم آمار زنانی را که به طورمنظم مراجعه می‌کنند در اختیار ندارم اما می‌توانم بگویم که درصد آن خیلی پایین است. متأسفانه حتی در خانم‌هایی که تحصیلات عالی دارند و حتی شاغلین حرف پزشکی با مواردی مواجه می‌شویم که فرد بعد از ۹ سال شروع فعالیت جنسی و ۲ زایمان طبیعی یا بیشتر ، هنوز اقدام به انجام پاپ اسمیر ننموده و برای این افراد هیچ عاملی جز مشکلات فرهنگی وجود ندارند. به هر حال می‌توانم درخواست کنم از تمام خانم‌ها چون انجام این تست خیلی آسان است بدون هیچ‌گونه واهمه ای این تست را انجام دهند. اما عده‌ای هم متأسفانه با توجه به اینکه این تست از برنامه کشوری مراقبت‌های بهداشتی حذف شده به علت مسایل اقتصادی ممکن است مراجعه نکنند.
از جمله کانسرهای مهم وشایع دیگر زنان کانسر پستان است. ماموگرافی نیز جزو تست‌های اسکرینینگ یاغربالگری هست. انجام آن از سن بالاتر معمولاً ۴۵ سالگی باید شروع شود برای افرادی که هیچ‌گونه سابقه‌ خانوادگی ندارند ودر افراد دارای سابقه خانوادگی توصیه به انجام زودتر آن حداقل ۱۰ سال زودتر میشود.. سرطان پستان خیلی خطرناک‌تر است. جزء سرطان‌های ژنیکولوژیک است که شیوع بالائی هم دارد به طوری که از ۱۰ زن یک نفر مبتلا می‌شود.
– آخرین خبرها و دستاوردهای پزشکی برای این سرطان‌ها چه می‌باشد؟
دستاوردها امیدوارکننده هستند.اما هنوز هم نتیجه درمان بستگی دارد به اینکه بیماری در چه زمانی تشخیص داده شود در هرشرائطی حتی زمانی که انشاءالله علم به درجه‌ای برسد که بیماری‌های پیشرفته قابل درمان باشد باز ما خوشحال می‌شویم که مریض در مراحل اولیه مراجعه کند چون در مراحل اولیه سرطان‌های زنان اغلب روش اصلی درمانشان جراحی است، بعد از جراحی است که معمولاً شیمی درمانی یا رادیوتراپی به میان می‌آید اما در مراحل پیشرفته‌تر جراحی خیلی پر مخاطره تلقی می‌شود ممکن است از درمان‌های تسکینی استفاده شود که درمان‌های تسکینی نمی‌تواند بیمار را به درمان کامل برساند اما وقتی درمان در مراحل اولیه و به شکل جراحی صورت بپذیرد اگر حتی درمان کمکی بعد از جراحی مثل شیمی درمانی یا رادیوتراپی لازم باشد قطعاً می‌تواند بیمار طول عمر بهتر همراه با عوارض و دردسرهای کم‌تر داشته باشد، به اصطلاح ما موربیدیتی پایین می‌آید. هرچند که متأسفانه در مورد تخمدان ما این مشکل را داریم که بیماری د رمرحله پیشرفته تشخیص داده می‌شود. در مورد سرویکس متأسفانه در کردستان هنوز این مشکل وجود دارد و مراجعه اغلب در مراحل پیشرفته صورت میگیرد و نیاز به رادیوتراپی دارند . هر چقدر مراجعه زودتر صورت گیرد امکان جراحی با وسعت کمتر هست و وسعت جراحی هرچه پایین‌تر باشد به همان اندازه عوارض ناشی از جراحی و مرگ‌ومیر ناشی از آن کمتر است اما وقتی بیماری پیشرفت کند جراحی مشکل‌تر است و خطر آسیب به احشاء بیشتر است در نتیجه عوارض ناشی از جراحی و درمان افزایش پیدا می‌کند و همچنین بر کیفیت و کمیت عمر فرد اثر می‌گذارد.

.



اشاره: یک بعدازظهر بهاری در مطب دکتر ستاره اخوان متخصص زنان و زایمان و در میان جمعی از بیماران به دیدارش رفتیم تا از سرطانهای زنان، مراقبت‌ها و پیشگیری و فرهنگ بیماری‌شناسی برایمان بگوید. پاسخ‌های ایشان رابه پرسش‌های «التیام» بخوانید.
با سپاس از وقتی که در اختیارما گذاشتید بفرمایید علاوه بر تخصص شما در زنان و زایمان یک گرایش تخصصی دیگر دارید.
بنده سال ۱۳۷۴ از رشته زنان مامائی فارغ التحصیل شدم و بورد تخصصی گرفتم و الان فلوشیپ انکولوژی زنان هستم که پس از گذراندن دوره‌ای که معادل فوق تخصص انکولوژی است، دیدمتفاوتی نسبت به سرطان‌های زنان در مقایسه با زمانی که متخصص زنان بودم پیدا کردم و شاید در هرکس که در این رشته به نحو انحصاری و مستقیم کار کند دیدی متفاوت ایجاد می‌شود و دلیل آن آشنایی بیشتر با سرطا ن و سر و کار داشتن با بیماران سرطانی است. هر چند در این رشته اساسا جراحیهای مشکل زنان نیز انجام میشود.
– یک تعریف یا توصیف کوتاه از سرطان را بفرمایید.
سلول‌های موجود بدن همیشه در حال یک نوع پدیده‌ی «نو شدن» هستند، یعنی یک جور بازسازی . بین تولید سلول جدید و مرگ سلول باید نوعی تعادل وجود داشته باشد. هر زمان که این تعادل به هم بخورد، تولید یا تکثیر سلول‌ها منجر به ایجاد یک غده می‌شود یک جور تکثیر غیر طبیعی سلولی که بستگی به شدت آن و بافت مبتلا بیماری‌ ایجاد می‌کند که به آن «نئوپلاسم» یا نئوپلازی می‌گویند و انواع و اقسامی دارد که در گفتار اجتماعی به آن سرطان می‌گویند.
– بیماران سرطانی- از چه مرحله‌ای مداوا و معالجه می‌شوند؟
بافت‌های مختلف تحت تأثیر این بیماری قرار می‌گیرند. با توجه به رشته خودم بیشتر دوست دارم در این زمینه بگویم. واقعیت این است که علم امروز نیازمند این است که کارها تقسیم شده‌تر باشد. در زمینه انکولوژی زنان، اگر بخواهیم طبقه‌بندی کنیم سه دسته سرطان داریم : یک سری بیماری‌ها داریم که قابل غربال‌گری هستند، می‌توانیم در افرادی که به ظاهر سالم هستند و هیچ علامتی از بیماری ندارند، یک سری آزمایشات و تست‌ها ی غربالگری انجام دهیم به زبان ساده‌ترغربالگری مثل الک کردن است، دراین الک کردن آنانی که بیمار هستند و مشکلی دارند در سطح الک می‌مانند و ارزیابی‌های کامل‌تر، به تشخیص زودرس بیماری‌ کمک می‌کند و درمان منجر به «کیور» یعنی معالجه کامل میشود. در دسته‌ای دیگر بیماری به این شکل قابل غربالگری نیست ولی بیماری ممکن است علایم زودرس داشته باشد مثل «کانسر اندومتر».آندومتر قسمتی از لایه داخلی رحم است که هر ماه در خانم‌ها ریزش پیدا می‌کند و عادت ماهانه به وجود می‌آورد، آندومتر بیشتر بعد از یائسگی – ولی قبل از یائسگی هم ممکن است- تحت تأثیر تغییرات نئوپلاسیک یا سرطانی قرار بگیرد خوشبختانه معمولاً علائم این بیماری خیلی زودبروز میکند یعنی بیمار با خونریزی واژینال به عنوان چیزی غیر طبیعی بعد از یائسگی اغلب و یا قبل از یائسگی به پزشک مراجعه و تشخیص زودتر از سایر سرطانها داده می‌شود اما متأسفانه بعضی بیماری‌های سرطانی از جمله سرطان تخمدان که در حال حاضر معضل‌ترین سرطان ما برای تشخیص و درمان در حیطه زنان است، بیشتر اوقات علائم زودرس ندارد و ممکن است علائمش با بیماری‌های گوارشی اشتباه گرفته شود و بیمار دیر مراجعه کند هرچند فکر می‌کنم با توجه به سیاست‌های موجود در زمینه آگاه‌سازی و فرهنگ‌سازی بیماران مبنی بر مراجعه زودرس با هرگونه علائمی و دیگراینکه پزشکان هم توجه کامل نموده و معاینه دقیق و کاملی از بیمار بعمل می آورند، و بعلاوه به بیماریهای نادرتر هم شک مینمایند. مثلا درست است که ما با خونریزی‌های غیر طبیعی ناشی از مسایل هورمونی خیلی سر و کار داریم ولی در کنار این، منِ نوعی پزشک باید فکر کنم هرچند با شیوعی کمتر، ممکن است خونریزی به علت یک پا تولوژی جدی باشد. یا بیماری که به عنوان درد شکم مراجعه می‌کند ممکن است درد شکم ساده باشد اما در کنار آن اگر در گوشه‌ای از ذهن پزشک این باشد که ممکن است به دلیل یک بیماری بدخیم باشد، معاینه‌ای دقیق‌تروبررسی کاملتری نماید . صد البته مراجعه به موقع مریض قبل از این ‌که بیماری به اصطلاح «ادونس» (پیشرفته) شود و درمان مشکل‌تر شوداز اهمیت بسزایی برخوردار است.
– چه راه‌کاری پیشنهاد می‌کنید که بیمار قبل از بیماری و یا به موقع به پزشک معالج مراجعه کند؟
واقعیت این است که در مراجعه بیمار عوامل مختلفی دخیل است و حداقل در مراجعه سریع‌ عواملی هم بازدارنده هستند، مثلا مسایل اقتصادی، متأسفانه قشری به علت مشکلات اقتصادی دیر مراجعه می‌کنند و تا زمانی که احساس ضرورت مطلق نکنند مراجعه نمی‌کنند، علائم را نادیده می‌گیرند و ساده می‌پندارند و دیگر مسایل فرهنگی در این زمینه دخالت دارد از جمله در مواردی که تست غربالگری داریم. ما در «سرویکس» یا دهانه رحم تست «پاپ اسمیر» داریم که می‌تواند خیلی کمک باشد، صحت تشخص این تست صد درصد نیست اما وقتی به طور متوالی و به فواصل منظم تکرار شود و بر اساس پروتکل‌ موجود بسته به شرایط بیمار انجام شود می‌تواند صحت تشخیصی بیشتری داشته باشد اما متأسفانه شرایط فرهنگی جامعه ما طوری‌ست که بسیاری از خانم‌ها از انجام این تست ابا دارند و شاید آن را ضروری نمی‌دانند و به خاطر شرایط خاص اجتماعی تمایلی به انجام تست پاپ اسمیر نداشته باشند ، بنا بر این فرهنگ سازی اهمیت زیادی دارد.
– تست پاپ ا سمیر از چه سنی و با چه فواصلی در خانم‌ها باید گرفته شود؟
در خانم‌های بالای بیست سال (از سن ۲۱سالگی )و یا حداقل سه سال بعد از شروع فعالیت جنسی خانم‌ها، تست پاپ اسمیر باید شروع شود. انجام این تست بطور منظم و سالیانه توصیه شده است. در مواردی که سه بار این تست به طور متوالی منفی باشد و فرد برای ابتلا به کانسرسرویکس به دلیل رفتار جنسی، شرایط خاصش، مسایل مربوط به روش‌های پیشگیری از بارداری و سایر فاکتورهای مختلفی که ما در کنار هم قرارمی دهیم ریسکش کم باشد، ممکن است فاصله تست را طولانی‌تر کنیم اما این به این معنا نیست که معاینه لگنی خانم‌ها که به صورت دوره‌ای لازم است نادیده گرفته شود. حداقل هر خانم نیاز دارد که ۳ تا ۶ ماه به طور دوره‌ای تحت معاینه لگنی قرار بگیرد. چون امروزه امید به زندگی افزایش پیدا کرده، توصیه می‌شود انجام این تست حداقل تا ۶۵ سالگی ادامه پیدا کند، بر این مبنا که تصور ما بر این است که اگر بیماری محدود به سرویکس در داخل اپیتلیوم پوشاننده اگزوسرویس باشد یعنی ضایعه‌ به اصطلاح ما اینترااپیتلیال باشد این ضایعه معمولاً ۱۵ سال لازم دارد تا به یک بیماری اینویزیو یا مهاجم تبدیل شود..