داستان زندگی یکی از بیماران مبتلا به سرطان استان کردستان

اسفند ۹, ۱۳۹۶ توسط kurdcpss0

#داستان_یک_زندگی

بی شک تمامی ما در زندگی روزهای خوب و بد را تجربه کرده ایم ،روزهایی که فکر و ذهن ما را به خود مشغول می کند و دیگر شاید کمتر نگاهی به اطرافیان و زندگی های دیگران داشته باشیم.
6 اسفند 96 در یک هوای ابری ،هواشناسی از طرق رادیو اعلام کرده بود که از امروز هوای سنندج 4 درجه بیشتر سرد خواهد شد ،تق تق ، درب ورودی انجمن خیریه به صدا درآمد، گام هایی آهسته و چشمانی خسته و پر از اشک نا امید از همه جا ،آرام آرام وارد اتاق شد ، قبل از گفتن سلام و احوالپرسی با یک صدای لرزان پرسید ، اینجا انجمن خیریه حمایت از بیماران مبتلا به سرطان است ،همگی گفتیم بله ، دیگر نتوانست جلوی بغض خود را بگیرد و به آرامی اشک هایی از چشمانش فرود آمد و آرام آرام شروع به صحبت کردن و گفتن دردودلهایش کرد.

شوهر و نان آور خانه اش که به شغل شریف کاشی کاری و سنگ کاری ساختمان مشغول بود و سالهاست که خرجی خانواده را تامین میکرد ، مدتی است که چراغ خانه شان و نان آور خانه شان به دلیل بیماری سرطان که به تازگی دکتر آن را تشخیص داده بود

در بیمارستان بستری بوده ، آهی کشید و از مشکلات مالی خود سخن گفت ، که پسر بچه ای 14 ساله دارد ،مشغول به تحصیل است و دختری جوان و دم بخت هم دارد که ظاهرا او نیز در بیمارستان به مدت سه روز است بستری است ، اشکهای این مادر خسته و ناراحت از هوای ابری امروز سنندج نیز ابری تر بود و از شدت ناراحتی و غصه نمی توانست جلوی اشکهای خود را بگیرد ، زیرا به دلیل مریض بودن همسرش برای پرداخت هزینه های زندگی با مشکل روبه رو شده بود.
همشهریان و خیرین عزیز کردستانی ،قلب انجمن خیریه حمایت از بیماران مبتلا به سرطان استان کردستان با حضور شما می تپد ، مثل همیشه ما را یاری بفرمایید.


پاسخ دادن

آدرس ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری نشانه گذاری شده اند *

بیست − 9 =